خراسان نامي است تركيب يافته «خور» به معني خورشيد و «آسان» به معني طلوع كننده و خراسان جايي است كه خورشيد از آن بالا مي آيد و آفتاب بر سرزمين ايران مي تابد. تاريخ خراسان چنان با تاريخ ايران درهم آميخته كه در برخي اعصار وقتي سرگذشت خراسان را مي گوييم، مانند آن است كه تاريخ ايران را حكايت كرده باشيم و وقتي از تاريخ ايران مي گوييم، به واقع سرگذشت خراسان را مرور كرده ايم. هر وقت از فرهنگ و علم و ادب ايران مي گوييم، اين نام خراسانيان است كه بر صدر همة نام ها مي نشيند: رودكي، فارابي، ابن سينا، ابوريحان بيروني، فردوسي، خيام، غزالي، خواجه نصيرالدين توسي و ... وقتي سخن از تصوف به ميان مي آيد كه ايران را «سرزمين صوفيان بزرگ» خوانده اند، باز خراسان است كه صدها عارف و صوفي را در دامن خويش پرورانده: ابراهيم ادهم، ابوسعيد ابوالخير، عطار نيشابوري، مولانا جلال الدين محمد بلخي، جامي و ... در سياست يا جنگاوري نيز خراسانيان كمتر از عرصه فرهنگ نقش نيافريده اند و بدين سان بزرگ ترين ديوانسالاران ايراني مانند خاندان برمكيان، خاندان فضل سرخسي، خاندان بلعمي، خاندان خواجه نظام الملك توسي و خاندان جويني از خراسان برخاسته اند و نام آورترين جنگاوران و حماسه سازان ايران چون ابومسلم خراساني و نادرشاه افشار اهل اين ديار بوده اند. اصلاً چرا راه دور برويم؟ مگر نه اينكه در زمانة ما نيز بسياري از بزرگان چون علي شريعتي، مهدي اخوان ثالث، محمدرضا شفيعي كدكني، مرتضي مطهري و محمدرضا شجريان اهل خراسان اند؟ به گفته دكتر علي شريعتي «خراسان پرورشگاه استعدادهاي مختلف و حتي متضاد است. روح سلحشوري و نظامي و حماسي، انديشه دقيق فلسفي و علمي، احساس و عاطفة رقيق و حساس و عرفاني را همه با هم دارد.» 

گفتگوی اقوام ایرانی

منبع:www.razavitourism.blogfa.com