آیین «چَمَر» لُری آیین باستانی برآمده از تمدن عیلام
علی خوشتراش:در دنیای امروز
بحث پیدایش تمدن و دیرینهشناسی در باب تمدنها تبدیل به یک دانش عظیم و
درخور شده است و هر روز ممکن است اخباری مبنی بر پیدایش تمدنی باستانیتر
در گوشهای از دنیا منتشر شود، کمااینکه درباره تمدن شهر سوخته همین اتفاق
افتاد. اما با همه این اتفاقات هنوز هیچ تمدنی نتوانسته است جای تمدنهایی
چون بینالنهرین و عیلام را این بگیرد، البته این موضوع دلایل محکم تاریخی
و علمی دارد؛ زیرا انسان امروزی توانسته است به نشانههای تمدن، بسیار
دیرینهای دست پیدا کند اما هیچکدام آنها نتوانستهاند به اندازه
تمدنهای یاد شده در تداوم تاریخی و زندگی بشری تاثیرگذار باشند.
آیین
«چَمَر» بیشک یکی از باستانیترین آیینهای برجای مانده در سرزمین ایران و
به احتمال بسیار زیاد برآمده از تمدن باستانی «عیلام» است که تاکنون
مورخان، اسطورهشناسان، آیینپژوهان و... نتوانستهاند درباره آن به یک نظر
جمعی و علمی قابل قبول و مشترکی دست پیدا کنند و هنوز معنای این واژه
باستانی بر همگان پوشیده مانده است.
داوود فتحعلیبیگی، کارگردان و
صاحب نظر در عرصه نمایشهای آیینی در گفتوگویی با جلال ستاری
اسطورهشناس، آیین چمر را باز ماندهای از آیینهای باستانی معرفی میکند و
میگوید: اینها جزو مراسمی است که در منطقه لرستان و آنجاها وجود دارد و
جالب اینجاست که وقتی بازمیگردیم به مراسم که در بینالنهرین و آنجاها
اتفاق میافتاده، از لحاظ جغرافیایی به این مراسم بسیار نزدیک است.
او
در ادامه یادآور میشود: البته بعضیها هم این مراسم را شبیه سوگ سیاوش
دانستهاند یا امثال این و حتی اگر اشتباه نکنیم در سوگ سیاوش، اسب سیاهی
میآورند که به نظر میرسد که شبیه چمر باشد و این را از آن گرفته باشند.
درخصوص
وجه تسمیه «چمر» هم بیشتر به فرهنگها استناد میکنند که البته به نظر
میرسد چندان قابل استناد نباشند. در فرهنگ مردوخ به معنای دایره، حلقه و
(چهمهری) دهل عزا، در لغتنامه دهخدا به معنی آشکار و ظاهر و در فرهنگ
عمید به معنای محیط، دایره و هر چیز دایره مانند و معانی دیگری مانند
(چهمهره) یعنی (چشم به راه) یا (چم و چمانن) به معنای خم و خم شدن نیز
تعبیر شده است. البته آنچه از جنس این آیین و معنی پیش واژه چم برمیآید،
باید به معنای روان نیز در این مورد توجه داشت.
در مناطق روستایى و
عشیرهاى استان ایلام «چمر» نواى غمبارى است که در سوگ عزیزان از دست رفته
نواخته مىشود، این مراسم در سه هنگام برگزار مىشود: هنگام نزع، تدفین و
سوگواری. این مراسم خاص مردان و خانوادههاى مرفه است.
برای اجرای
مراسم جایگاهی را تعیین میکنند که به «چمرگاه» معروف است. با بالا آمدن
آفتاب و به نوا درآمدن سرنا و دهل نواى چمرى آغاز مىشود. بعد از صفبستن و
قرارگرفتن علم و کتلها در قسمتهاى مختلف صف، «بویش»ها و «راوکر»ها یا
همسرایان مرثیهخوانى با نوایى مانند هقهق آغاز میکنند.
شرکتکنندگان
با لباس تیره وارد چمرگاه میشوند وهرکدام به زعم خود و بنا به رسم رایج،
بخشی از مایحتاج مراسم را که اغلب مربوط به خورد و خوراک میشود به همراه
میآورند.
نمایش چمر از چند صف، شامل صف زنان، صف مردان و زنان
مویه خوان و نوازندگان ساز و دهل و گروه شاعران محلی که به آنها «ایشها» و
«روکرها» گفته میشود تشکیل میشود که هر کدام به طور منظم و در جایگاه
مخصوص خود قرار میگیرد.
با بالا آمدن آفتاب و به نوا در آمدن سرنا
و دهل در میدان چمرگاه، بستگان و اقوام صاحب عزا دور هم جمع شده و در دو
صف جداگانه زن و مرد روی خطی دایرهوار در چمرگاه صف میبندند. نخست مردان
صف بسته و علمها و کتلها را در قسمتهای مختلف صف جای میدهند، سپس زنان
در انتهای صف مردان، صف بسته و پارچهای سیاه را جلوی خود میگیرند و سپس
(ایشها و روکرها) در چند دسته چهار تا شش نفری و معمولا در دستههای
مختلف به همراه نوازندگان موسیقی که آلاتشان دهل و سرنا است به سرودن
شعرهای فی البداهه در رثای متوفی میپردازند. همسرایان ضمن سرودن همزمان
شعرشان به همراه نوازندگان دهل و سرنا و به آرامی حول میدانی دایرهشکل که
صفوف فشرده مردان و زنان میهمان آن را احاطه کردند به حرکت درمیآیند.
در
وسط میدان با تیرهای چوبی کوتاه، سکویی ایجاد میکنند که به کتل معروف است
که البسه، تفنگ، قطار و عکس متوفی را روی آن نصب میکنند. اسب متوفی را
نیز با پارچه تزیین و تفنگ صاحبش را بر روی زین آن قرار میدهند. همسرایان
با این نوا از جلوى صف گذشته و با رسیدن به پایان صف به آرامى بازمىگردند و
این کار تکرار مىشود. این مراسم تا نیمروز ادامه مىیابد.
منبع: روزنامه شرق